مرتضى مطهري

195

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

توجيه با علل و امكانات طبيعى است ، نه به معنى اينكه نيروى بيشترى از حد متعارف است بلكه به معنى اينكه سنخ كار سنخ ديگرى است ، قدرت و اراده اى است از سنخ رام بودن و رام شدن طبيعت در مقابل ارادهء او ، مسخر بودن طبيعت براى ارادهء او . پس يك بحث اساسى در باب معجزه بحث نحوهء دلالت معجزه است كه چه نحوه دلالتى است ، قراردادى است و يا به اصطلاح تجربى و طبيعى است و يا عقلى نظرى برهانى است و يا عقلى عملى خطابى است . 10 . مىتوان گفت بحثهاى اساسى دربارهء معجزه عبارت است از : الف . تعريف معجزه ب . امكان معجزه ج . وقوع معجزه د . دلالت معجزه كه از چه نوع است ه . پيغمبر اسلام و معجزه 11 . در كتاب فلسفهء تاريخ از ديدگاه قرآن ، تأليف دكتر پيمان ، صفحهء 14 تحت عنوان « ضرورت ختم رسالت » پيوندى ميان ختم رسالت و نداشتن پيغمبر اسلام معجزه اى از نوع معجزات انبياء سلف ، قائل مىشود . مىگويد : خاتميت رسالت پيغمبر اسلام بر ضرورت زمان و مرحلهء تكامل جامعهء بشرى استوار بود . پيش از آن جامعهء بشرى نه آنقدر توانا بود كه به نيروى عقل و انديشهء خويش بتواند راه تكامل انسانيت را از جادهء انحطاط و بربريت به طور قاطع باز شناسد و نه انديشه و قدرت تفكر در مرحله اى قرار داشت كه با استدلال و استقراء و قياس و فعاليتهاى عالى ذهن به تشخيص صحيح از سقيم بپردازد . بشر نخست اسير جهل و اوهام و انديشه هاى خرافى بود و در نتيجه به يارى و هدايت نياز داشت . به حق اگر انبيا و رسولان خدا قيام نمىكردند ، جوامع